تبليغاتX
xxx....امین پسر جنجالی بلاگفا....xxx

xxx....امین پسر جنجالی بلاگفا....xxx

در انواع ((بله))

کلمه (بله) هنگام خطبه ی عقد بسته به نوع عروس خانم انواع مختلف دارد:

عروس عادی:بله

عروس کمی لوس:بع...له!

عروس با کلاس:اوکی!        

عروس خارج رفته:یس!                                                                            

عروس سنتی:آره!

عروس خجالتی:اوهوم!

عروس متکبر: (فقط کله اش را تکان می دهد)             

عروس وحشت زده:ها!

عروس بی حوصله:خوب!

عروس دستپاچه:باشه باشه

+ نوشته شده در  جمعه 1386/06/30ساعت 7:26  توسط امین  | 

:::رزم رستم و ويروس:::

کنون رزم ويروس و رستم شنو....................دگر ها شنيدستی اين هم شنو

که اسفنديارش يکی ديسک داد...................بگفتا به رستم  که ای نيکزاد

در اين باشد يکی فايل ناب..........................که بگرفتماز سايت افراسياب

چنين گفت رستم به افراسياب.....................که من گشنمه نون سنگک بيار

جوابش چنين داد خندان طرف.......................که من نون سنگک ندارم به کف

برو حال ميکن بدين ديسک،هان.....................که هم نون.هم آب باشد در آن

تهمتن روان شد سوی خانه اش....................شتابان به ديدار رايانه اش

چو آمد به نزد مينیtower اش.......................بزد ضربه به دکمه ی پاورش

دکر صبر و آرام و طاقت نداشت......................مر آن ديسک را در درايوش نهاد

نکردهيچ صبر و نداد هيچ لفت........................يکی ليست از root ديسکت گرفت

در آن ديسک ديدش يکی فايل بود....................بزد Enter آنجا و اجرا نمود

کز آن يک demo شد پس از آن عيان................ابا فيلم و موزيک و شرح و بيان

به ناگه چنان سيستمش کرد هنگ..................که رستم  در آن مانده مبهوت و منگ

چو رستم دگر باره ريست نمود........................همی کرد هنگ و همان شد که ماند

تهمتن کلافه شد و داد زد...............................ز بخت بد خويش فرياد زد

چو تهمينه فرياد رستم شنود...........................بيامد که ليسانس رايانه بود

بدو گفت رستم همه مشکلش........................وز آن ديسک و برنامه ی خوشگلش

چو رستم بدو داد قيچی و ريش........................يکی ديسکتbootable آورد پيش

يکی toolkit اندر آن ديسکت بود........................بر آورد آن را واجرا نمود

همی گشت hard،toolkit اندرش......................چو کودک که گردد پی مادرش

به ناگه يکی رمز ويروس يافت............................پی حذف امضای ايشان شتافت

چو ويروس را نيک بشناختش.............................مر از boot sector بر انداختش

يکی ضربه زد به سرش toolkit ..........................که هر بايت آن گشت ۸۰ بيت

به خاک اندر افکند ويروس را...............................تهمتن به رايانه زد بوس را

چنين گفت تهمينه با شوهرش............................که اين بار بگذشت از پل خرش

دگر باره اما خربت نکن.......................................ز رايانه اصلا تو صحبت نکن

قسم خورد رستم به پروردگار..............................نگيرد دگر ديسکت از اسفنديار

+ نوشته شده در  جمعه 1386/06/30ساعت 7:22  توسط امین  | 

لیلی و مجنون اینترنتی!!

                                          لیلی و مجنون

 

گــله   مـي‌كرد  ز مــجنون  لــيلي           كـه  شـده   رابـطه ‌مـان   ايــميلي

 

حــيف  از  آن  رابــطه‌ي  انــساني           كـه چنين شد كـه خودت  مي‌داني

 

عــشق وقــتي  بـشود دات ‌كـامي           حـاصلش نـيست بـه  جـز   ناكامي

 

بـــهرت  ايـــميل   زدم   پــيـشترک           جـاي  سـابجكت  نوشتم : بـه  درک

 

بــه درک گــر دل من غـمگين است           بــه درک گــر غـم سـنگين است

 

بــه درک رابــطه گـــرخــورده تــرک           قـــطع آن هم بـه جـهنم بــه درک

 

آنـــقدر دلـــخورم از ايـــن ايـميلم           كــه بــه ايــن رابـطه هـم بـي‌مـيلم

 

مرگ لـيلي نــت و  مــت را  ول  كن           همه را جـاي OK كنسل كن

 

OFF كـــن كـــامــپيوتر را جــــانم           يـار من باش و ببين من ON ام

 

اگرت حــرفي و پـــيغامي هــست           روي كــاغذ بــنويس بــا دست

 

نــامه يـــک حــالت ديـــگر دارد          خــط تـــو لـــطف مــكرر دارد

 

كــــرد ريـپلاي به لــيلي مـــجنون           كه دلم هست از اين سابجكت خون

 

بـاشه فــردا تــلفن خــواهم كـــرد          هـرچه گفتي كه بـكن خـواهم كرد

 

زودتـر پـــيش تــو خــواهم آمــد          هي مـرتب به تو سـر خواهم زد

 

راســت گــفتي تـو عــزيزم لــيلي          ديــگر از مــن نـــرسد ايـميلي

 

نـــامه‌اي پـــست نــمودم بـــهرت          بــه اميدي كــه ســرآيد قـهرت

+ نوشته شده در  جمعه 1386/06/30ساعت 7:21  توسط امین  | 

نفهمیدیم کی مسلمونه کی نیست .........

 

چرا سكوت مي كنيد مردمان آريايي

 

سكوت ها براي هيچ كسي فريا د نمي زنند . اين حرف دروغي بيش نيست كه سكوت بلندترين فريادهاست.دروغ است كه سكوت جواب نادان است.دروغ است دروغ است يك عمراست كه  سكوت كرديم و فريادي نشد يم . يك عمر است مرديم و زنده نشديم ........

 

به كدامين گناه اين چنين سلاخي تركه ها ي ناداني مي شويم.سكوت نكنيد كه همچون شاپرك هاي مجنون شيشه را فضاي خالي مي بينيد.دروغ ها گفتيم و حقيقت نشديم .مي دانيم دروغ  مي گوئيم اما بر دروغ خود نيز خداوند را گواه مي گيريم. خداوند چه دل رحم است كه اين دنيا را در هم نمي ريزد . اگر جاي خدا بوديم لحظه اي اين كره خاكي را پايدار نمي گذاشتيم.ما دروغ مي گوييم واومي بخشد .

 

دروغ ما همين سكوتي است  كه در برابرآخرالزمان اين حكومت داريم .سكوت نكنيم كه هيچ فريادي نخواهيم شد. براي نابود شدن ديگر چه كم داريم..بميريم كه هيچ هم روسياه شد در برابرما.مردي! كه ادعاي عدالت مي كرد اكنون دندان هاي تيزش جامه همه را دريده است . اين همه دروغ و فساد و خيانت را در بطن اين جامعه نمي بينيد .رو سياه شديم در برابر همه .  كساني كه حتي نامي از اسلام هم ندارند از ما بهتر شده اند .پا كتر .انسا نتر . انسان سازتر.......

 

اين كبود مردان !درس غار نشيني را به همه ما آموختند.به افتخاركدامين روشنائي سكوت مي كنيد.   نا ني براي خوردن نداريم ..آبي براي آشاميدن نداريم.روي گنج زمان نشسته ايم از همه گداتريم . شايد صبحي ديگر بيايد . نه نخواهد آمد.به انتظار منشين كه هيچ نسيمي نيست  . نسيم را تو بايد بد مي در كالبد بي روح جسمت .اينقدر خود را فريب نده . تا تو نخواهي هيچ اتفاقي نمي افتد ..تو تعيين كننده هستي مطمئن باش .

 

.هيچ نشاني از اصالت در ما نيست همه دست مايه جهالت مشتي عقب مانده شده ايم.كجاست آن همه تمدن ،هيچ و ديگر هيچ  چقدر سخت است كه بداني  هيچ كاري از دستت برنمي آيد. خدايا نظاره كن جماعت حكمران را نظاره كن چگونه ايمان اين قوم را به يغما برده اند.مگربا شكم گرسنه مي توان عبادت كرد.فكري به حال جنون اين حكمرانان بكن..

  

+ نوشته شده در  جمعه 1386/06/30ساعت 7:5  توسط امین  | 

=طنز روابط دختر ها وپسرها=

پا نوشت: اين مطلب طنز بوده و به هيچ وجه كليت ندارد اما واقعیت دارد .......

دوستي دخترها با پسرها و عكس العملها در دوره هاي مختلف دوستی

 بررسی ارتباط یک دختر با یک پسر

هفته اول............................................
پسر:سلام خانم حال شما (با لهجه فوق كلاسيك)
دختر:علیکه سلام(با كمي تم مظلوم نمايي)
پسر:چطوری؟
دختر:بد نیستم مرسی تو چطوری؟

هفته دوم...................................

پسر:سلام مهسا تو خبي عزيزم
دختر:علیکه سلام چطوری؟اتفاقا مي خواستم بهت زنگ بزنم
پسر:قربانت بد نیستم تو چطوری؟
دختر:مرسی...خوبم...فقط .......؟

هفته سوم..................................

دختر:سلام عزيزم
پسر:سلام چطوری؟ خوبی؟
دختر:مرسی خوبم خیلی خوبم و یک نگاه معنا دار به پسرو ديگر هيچ .....نه يعني بعدش مهمه

هفته چهارم................................

دختر:سلام عزیزم چطوری؟ خوبی؟خيلي دلم هواتو كرده بود
پسر:سلام عزیز دلم مرسی بد نیستم تو چطوری؟
دختر:مرسی. میدونی؟ یه چیزی می خوام بهت بگم نمی دونم الان بگم یا بعد؟
پسر:بگو عزیزم
دختر:نه...حالا زوده...باشه بعد !

هفته پنجم........................................

دختر: سلام عزیزم, چیزی که دفعه پیش می خواستم بهت بگم این بود که
دوستت دارم...عاشقتم...زندگی بدون تو برای من هیچ معنی نداره, تمام
آینده خودم رو با تو می بینم اگه تو نباشی زندگی برای من هیچه!!!

(و کلی دیگه از این حرفهای پوچ و صد من یه غاز! و پسر باور می کنه)

هفته ششم:......................................

پسر: امروز یه دختره اومد تو خیابون از من آدرس بپرسه,منم...دادم ديگه
دختر: دیگه چی؟ دلمو شکستی! تو که می دونی من چقدر حسودم.
چرا این کارو کردی؟ (بعد یه حالت غم آلود شدید به خودش می گیره جوري كه سوزناك است )
پسر: من که کاری نکردم فقط جوابه سوالش رو دادم
دختر: یه قول به من می دی؟
پسر: آره چرا كه نه
دختر: قول بده دیگه با هیچ دختری حرف نزنی!اوه اوه )؟
پسر: باشه عزیزم قول می دم (ارواح عمت)
......
کلیه روابط سالم و صمیمی و عاشقانه ادامه داره و پای.....وسط کشیده نشده....

ماه هجدهم:....................................

دختر: برام خواستگار اومده!
پسر:غلط کرده...
دختر: چرا؟ خوب طوری نیست اونم بالا خره آدمه !
پسر: تو چه جوابی بهش دادی؟تو كه گفتي هيچكس جز من مهم نيست برات
دختر: هنوز هیچی!!!
پسر:ما کلی قرار مرار با هم گذاشتیم حالا می خواهی اونو بزاری جای من؟مگه تو نبودي مي گفتي هر اتفاقي بيفته برام مي موني ..حتي اگه به قيمت مرگت باشه !!!
دختر: یه چیزی رو می دونی؟ اون هیچ وقت نمی تونه جای تو رو بگیره اما ...(پولداره)
پسر: من چی کار کنم ؟ من عاشقت شدم ..تو باعث شدي
دختر:نمی دونم! فقط به من فکر نکن! من اگه بدونم تو به من فکر می کنی یه
آب خوش از گلوم پایین نمی ره!!!! ببین برو زودتر زن بگیر(حرفي كه همه به من مي زنن)
پسر: حسودیت نمی شه؟
دختر:نمیدونم چرا دیگه از اینکه تو رو با دختر دیگه ببینم حسودیم نمی شه
پسر: {در خیالش} : می دونم چرا حسودیت نمی شه .....خدايش مي داند
..
بعدش مدتی پسر از خاطرات خوش گذشته می گه و دختر هم برای خالی نبودن
عریضه سنت آبغوره گیری رو اجرا می کنه ! الان ديگه دوره آموزشي هم داره

........

دوران خوشی دختر و دوران تحول پسر شرو ع می شه.......
.......

دید پسر نسبت به دختر: عوض می شه, قلبش نسبت به واژه هایی نظیر دوستت دارم
عاشقتم زندگی بدون تو برام هیچه و بقیه واژه های زیبا ولی پوچ اینطوری مقاوم می شه

..........................................................................

حالا اگر در آینده مورد مشابهی برای پسر پیش ییاد:

روز اول.......................................:

دختر:سلام
پسر: میای خونمون؟
دختر:نه!
پسر: مگه به من اطمینان نداری؟
دختر: چرا......ولی خووووووب! هنوز نشناختمت

(در اینجا پسر مراسمی مرسوم به مخ زنی رو انجام می ده و البته موفق
هم میشه.علت موفقیتش بلد بودن حرغهای پوچ و بی معنی که در تجربه های
گذشته یاد گرفته و برای مخ زدن دختری بسیار موثر است)

پسر: تو که می دونی من چقدر دوستت دارم !
دختر: آره...ولی آخه.....!
پسر: من قول می دم برای خواستگاریت بیام و بگیرمت !!!
دختر: جدی می گی؟ (و قند توی دلش آب می شه)
پسر: آره عزیزم زندگی بدون تو برای من هیچ مفهومی نداره !
دختر: جدی؟ ( ایندفه با یک نگاه عاشقانه به پسر!)

(یواش دل دختر نرم می شه و رضایت می ده ! )
....
پسر: پس بریم...دريم دريم ...........

عصر همان روز:.................................

درين درران ....دران دررين ..درون درران .....................(زنگ گوشي)
پسر که بعد از رفتن دختر به خواب عمیقی فرو رفته بود در حالی که خسته
است با زحمت و غر غر گوشی تلفن رو بر می دارد !
پسر: بله...بفرمایید
دختر: سلام
پسر:سلام چطوری؟
دختر: مرسی. باهات کار دارم !
پسر: تو که یک ساعت پیش از اینجا رفتی !؟
دختر:می خوام دوباره ببینمت!!!فردا بیام خونتون؟!!!!!

پسر: (در حالی که موفقیت بزرگی کسب کرده) : چرا نه ؟

پي نوشت :شايد مخ زني به پاي پسر ها نوشته شده اما اين شخصيت دخترهاست كه پسرهاي اين دوره زمونه رو وادار به مخ زني ميكنه ..چون حرف با صداقت تو گوششون نميره .....هاهاها

 

+ نوشته شده در  جمعه 1386/06/30ساعت 6:2  توسط امین  | 

چند تا شوخي با خانم هاي(سوژه هاي) گل ايران زمين

چند تا شوخي با خانم هاي(سوژه هاي) گل ايران زمين !!!!كاملا ابتكاري .....آرشيوي

 

چرا خانمها هميشه از اقايان عقبترند ؟(اين يكي به نفع خانمهاست )

به همون خاطر كه چوپان گله بايد پشت سر گوسفندهاش باشه!!!

دلیلی که زنها به مسائل کاری خود فکر نمی کنند؟

چون زنها اصولا كار نمي كنند كه بخواهند بهش فكر مي كنن

فرق بين دوست دختر و يك همسر دائمي ؟

اولي منگله و دومي ديوونه

فرق بين دوست پسر و شوهر دائمي ؟

اولي بز دله و دومي بز

دليل نفرت بعضي از دختر ها از پسر ها ؟

به همون دليلي كه يه عده الكي مي گن از پول بد شون مياد

ولي وقتي مي بيننش مي بوسشن و ميذارن رو قلبشون

تفاوت دختر ها و پسر ها در چت روم ؟

دختر ها پسر هستن و پسر ها دختر

چرا خانمها  پول خونشون نصف پول خون مرد ها هستش ؟

به دليل اينكه اگر كشته شد پول زيادي به شوهرش نرسه !!وبر عكس

چرا خانمها سنشان هميشه ثابت مي ماند ؟

به دليل اين  كه منتظر مي مونن تا عقل شون هم برسه

شباهت خانمها با سر ازيري ؟

هر دوشون سقوط مي كنن

چرا خانمها هميشه سعي مي كنن خوشگل باشن ؟

به خاطر اينكه گلها هميشه خوشبو نيستن !

مي دوني فرق  دختر خود خواه با ليمو ترش در چيه ؟

اولي دنيا مياد و بعد  تر شيده ميشه و دومي ترشيده به دنيا مياد !

شباهت سي دي با خانمها ؟

هر دوشون حافظه كمي دارند و زود خش بر مي دارند ...

يه چيز ديگه هم هست كه روم نميشه بگم

چرا زنها دارای وجدان پاکی هستند؟ 
به این دلیل که هیچ گاه از آن استفاده نمی کنند
شباهت دختر ها با لپ تاپ ؟

هر دوشون وقتي روشون باز ميشه هويتشون مشخص ميشه

تا حالا دقت كردي هميشه چيز هاي خوب خانم هستن مثل خورشيد خانم

و ماه و ستاره و چيزاي بد هميشه آقا هستن مثل آقا دزده و آقا گرگه ؟

دليلش اينه كه چيزاي خوب زياد دوام نميارن

چرا وقتي يه دختر رو ميرن خواستگاريش مي گه اول بايد فكر كنم ؟

چون اين تنها وقتيه كه مي خواد به مغزش فشار بياره

چرا همش بايد ناز خانمها را كشيد ؟

چون چيزي به جز ناز ندارند كه بهش اتكا كنند ..هيچ قدرتي ندارند

عاشق شدن جنس مونث چگونه است ؟

غم هجران ....طاقت دوري.اشك .......بد بختي ..عاشق سوختن به پاي معشوق

حرف ثابت همه خانمهاي ايراني به دختراشون ؟

ما وقتي جوون بوديم و مي خواستيم شوهر كنيم شوهرمون رو اولين بار تو حجله مي ديديم

فرق خانمها با آقايون در رفتن به استخر ؟

آقايون دست شنا ..........خانمها رقص شنا  ...

چرا خانمها قصاب نميشن ؟

چون دست به هر گوشتي بزنن سريع استخون ميشه !!! ببخشيد يكم بد بود....!

شباهت خانمها با وبلاگ من؟

هر دوشون  دچار كمبود محبت هستن

شباهت خانمها ي خوشگلي كه مغرورو نباشن با سايتهاي مبتذل ؟

مشترك گرامي دستيابي به اين مورد امكان پذير نمي باشد .ها ها

موفقيت يك خانم در تحصيل چه موقعي است ؟

گرفتن مدرك فوق دكتراي ارشد از دانشگاه بوستون اون موقع

است كه از ادمه تحصيل منصرف ميشه و احساس مي كنه كه نوردبان ترقي رو پيموده است .

چرا خانمها جاذبه مردها رو منكر ميشن؟البته بعضي ها رو مي گم !!!

وقتي چيز جذابي نداشته باشي مجبوري جذابيت ها ر وانكار كني ...ها ها

شباهت خانمها با كامپيوتر من ؟كامپيوتر شخصي من؟

سيستم هر دشون دير ارتقاد داده شده ....

بيشترين خوابي كه خانمها مي بينند چيه ؟

يه مرد خوش تيپ سوار بر ماكسيماي سفيد رنگ

البته قبلا اسب سفيد بود مث اينكه شهر داري اجازه تردد نمي ده بهش ...

تفاوت يك كارگر مردبا يك زن خانه دار ؟؟

اولي حمال با حقوق و دومي حمال بدون حقوق

تفاوت زن حامله با پسر مجرد ؟

اولي دوست داره بچش دختر باشه و دومي دوست داره زنش دختر باشه .....

           

خوب فعلا همینا کافیه.چرا ناراحت شدی خانم ... من گفتم که شوخی بود ... نه می خوای چی بنویسی تو نظرات ... جنبه داشته باش دیگه ... ما که مخلصیم ... فقط شوخی بود.همین....

+ نوشته شده در  جمعه 1386/06/30ساعت 5:59  توسط امین  | 

آرزوی کودکی

بعضی وقتا ماها دوست داریم مثل قدیما مون باشیم.یعنی بچه باشیم.مثل اون وقتا بدون این همه فکرو دغدغه و سختی. راحت باشیم و تو دنیامون این همه بدی و جنایت و مکر و فریب نباشه. ولی همیشه فکر میکنیم که این خیلی سختمونه که با هم دیگه صادق باشیم.چون فقط در اون حالته که میتونیم سرهمدیگه رو کلاه بذاریم و فقط و فقط به فکر منافع شخصی خودمون باشیم و دیگران را پله ترقی خو دمون کنیم.واقعا ارزششو داره؟من که فکر نمیکنم...
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/04/14ساعت 2:31  توسط امین  | 

@ تولد تنهایی مبارک @

 سلام.

امروز روز تولد تنهایی هست.این شعر هم که خودم گفتم هدیه به تنهاییم.

قلبی دارم به وسعت عشق که در آسمان آن ابرهای شوق می گریند
و مرا مژده ی آسمانی می دهند
که تو خواهی خواند ترانه ی آسمانی را
با وسعتی پر از عشق
در بیابانی پر از ظلم
و اکنون رها باش و آزاد
که تو را چشم در راهند.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/03/29ساعت 14:19  توسط امین  |